تبليغاتX
و اما عشق...

و اما عشق...

عشق یعنی :چون خورشید،تابیدن بر شب های دوست وچون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست.

"... رب اشرح لی صدری..."

 

دوستی، از دل سوختن برای خود، سخن گفت، حرف تازه ای برايم نبود، چه از اين دوست، چه از آن دوست، چه از هر آشنا و غريبه ای، و چه از خودم! "دلم برای خودم می سوزد" آشنا جمله ای است، که بارها و بارها شنيده و گفته ام ... و من اينبار، اينگونه در مقام پاسخ بر آمدم:

 

دل سوختن؟ رسم عاشقی اين نيست که تک و تنها بسوزی و ديگر نمانی، ... کاش می دانستيم که زودتر از ما، عشق ماست که برای دوری ما می سوزد و می سازد... کاش می فهميديم که قدر بودن، قدر عاشقی، قدر عشق چيست و چقدر است، کاش بيراه نمی رفتيم و می مانديم چون روز اول، عاشق، عاشق، ...

بازی با کلمات قشنگ است، بازيگری حرفه ای می خواهد، اما، قسم ، که حقيقت عشق، وجود هرگونه بازی و بازيسازی را بی نياز از دروغ و نيرنگ می سازد...

نمی دانم! بلد نيستم! من نمی دانم دل سوختن برای چيست؟ مرا سوختنی نباشد جز برای عشقم، برای او، برای بودن با او و دور ماندن از او، می سوزم، آری، اما نه به درد اين بازيگر قهار و خوشرنگ زندگی، نه به سختی و دل تنگی نمادين اين دنيای پوشالي...

آری می سوزم، از درد دور بودن و عاشقی، از غم اشک و سردی، می سوزم، اما نمی دانم چرا؟ ... خودی برايم ديگر نمانده است، نمی خواهم، خودی را که ز عشقم دور می سازد نمی خواهم، می سوزانمش، آری، می سوزانمش هر دل و هر نگاهی که مرا دور سازد از عشقم،

و می بوسم، می بويم، می جويم دلی را، دستی را، سخنی را، نگاهی را، هر نسيم و بادی را که وجودم را به او و عشقم نزديک سازد،

من بنده عشقم، بنده عاشقی


Click to view full size image

الهی

دلم را با بازگشت به سوی خودت زنده گردان و گناهانم را بیامرز که جز تو آمرزنده‌ای برای گناهانم نمی‌یابم.

خدای من

برای شکستگی دلم جز تو شکسته‌بندی نمی‌شناسم و با دل شکسته و با زاری در برابرت نشسته ام اگر تو هم از درگاهت برانیم به چه کسی روی آورم و اگر تو هم از نزد خود بازم گردانی به که پناه برم؟

الها

ای دریغ از گناهانی که خواری برایم ارمغان آورده و رسوایم کرده است!

خدایا

سایه ابر رحمتت را بر گناهانم بینداز و ابر ریزان مهربانی و رافتت را برای شست و شوی خطاهایم بفرست

Click to view full size image

 

تو دریایی و من موجی اسیرم

که می خواهم در آغوشت بمیرم

بیا دریای من آغوش بر کش

نمی خواهم جدا از تو بمیرم

 

 

از ماست که بر ماست


یه دشت سر سبز یه رود پر آب

یه سد محکم داشتیم تو سیلاب

ما از خوشیها دلامون آزورد

سدو شکستیم دنیارو آب برد

حالا از اون درو دشت چیزی نمونده باقی

انگار از این میخونه صد ساله رفته ساقی

حالاغم ما قد یه دریاست

جایی که باید دل به دریا  زد همین جاست

نه کارایناست نه کاراوناست

از اینواون نیست

از ماست که بر ماست

از ماست که بر ماست

از ماست که بر ماست

از ماست که بر ماست

از ماست که بر ماست

از ماست که بر ماست

از ماست که بر ماست

  

چه جور آدمی هستید؟


خودشناسى   در   ده    مرحله

 

بگو که هستى، بگو
 

204066.jpg

به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید را جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:

 


۱) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف _ صبح، ب- عصر و غروب، ج _ شب


۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟
الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند، ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم، ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو، د _ آهسته و سربه زیر، ه- - خیلى آهسته


۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛
الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید، ب- دستها را در هم قلاب مى کنید، ج _ یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید، د _ دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید، و ه-_ با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مى کنید


۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف _ زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم، ب- چهارزانو، ج _ پاى صاف و دراز به بیرون، د _ یک پا زیر دیگرى خم


۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟
الف _ خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده، ب _ خنده، اما نه بلند، ج _ با پوزخند کوچک، د _ لبخند بزرگ، ه- - لبخند کوچک


۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف _ با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب _ با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج _ در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید


۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛
الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب _ بسختى ناراحت مى شوید
ج _ حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود


۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟
الف-  قرمز یا نارنجى
ب-  سیاه
ج-  زرد یا آبى کمرنگ
د-  سبز
ه-  آبى تیره یا ارغوانى
و-  سفید
ز-  قهوه اى، خاکسترى، بنفش


۹)  وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟
الف-  به پشت
ب-  روى شکم (دمر)
ج-  به پهلو و کمى خم و دایره اى
د- سر بر روى یک دست
ه-  سر زیر پتو یا ملافه...
۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:
الف-  از جایى مى افتید.
ب-  مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج-  به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د-  پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه-  اصلاً خواب نمى بینید.
و-  معمولاً خواب هاى خوش مى بینید.
 

 


سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)


سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)،

 د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)


سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵

امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)


سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲

امتیاز)، د (۱ امتیاز)


سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳

امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)


سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲

امتیاز)


سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴

امتیاز)


سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵

امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱

امتیاز)


سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)

، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)


سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)

، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)

 


خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را

 با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.

 

نتیجه تست :

* اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.


* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.


* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید: به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.


* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد: بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.


* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.


* و اگر کمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد!

شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد!! خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبارست

 

دو چیز را فراموش نکن: یاد خدا و یاد مرگ.دو چیز را فراموش کن : بدی دیگران در حق تو و خوبی تودر حق دیگران چهار چیز را نگه دار : گرسنگیت را سر سفره دیگران، زبانت را در جمع ، دلت را سردر نماز .چشمت در خانه ی دوست

 

زندگی مثل بستنی می ماند، اگر نخوری اب می شود . پس بخور و از شیرینی ان لذت ببر

 

سخنی از بزرگان


دکتر شریعتی می گوید دوست داشتن برتر از عشق است. منظور دکتر از عشق، عشقی است که با یک نگاه و بدون شناخت بوجود آمده باشد.(آنچه که مرسوم بوده) بین پسر و دختر بطور غریزی احساساتی وجود دارد که وقتی شدت می گیرد با عشق اشتباه گرفته می شود ، منظور دکتر اینچنین عشقی است.- شیفتگی و دلباختگی

دوباره باز خواهم گشت


دوباره باز خواهم گشت

نمی دانم چه هنگام از کدامین

ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت

و چشمان تو را با نور خواهم ششت

و از عرش خداوندی ، شما را هدیه ای تازه خواهم داد

به دستان برادر دست خواهم زد

به زلف کودکان گیلاس خواهم زد

نوازش های مادر را ، دوباره زنده خواهم زد

زن همسایه را ، نور و هوا و آفتابی تازه خواهم داد

به سوی یتیمان ، من تکان از عرش خواهم داد

به لب های فرو بسته ، امید خنده  خواهم داد

به دیوار حریم عشق ، یکبار دیگر ، من تکیه خواهم زد

به گندم ، من حدیث نو شکفتن ، یاد خواهم داد

به شمع روشن محفل ، رموز همنشینی با پروانه را

من یاد خواهم داد

گل نرگس به دشت مهربانی هدیه خواهم برد

کمد های خمیده از شقاوت ، راست خواهم کرد

برای فهم زیبایی ، دوباره واژه خواهم ساخت

دوباره مزه لبخند را ، من بر لبان خشک خواهم داد

نگاه مهربانانه ، امید گرمی خانه

رسوم عشق ورزی را ، دوباره زنده خواهم کرد

برای قفل لب هایتان ، برای فتح دل هایتان ، کلید تازه خواهم داد 

برای سر نهادن ، تا سحر بگریستن ، آنگ هزاران نشانه خواهم داد

ز رخسار بدر شرمساری را

ز چشم مادران ، من اشک و زاری را

تباهی را ،تباهی را ، تباهی را ، دوایی تازه خواهم داد

برادر با برادر صلح خواهم داد

به خواهر، مهربانی یاد خواهم داد

به مردم بانگ خواهم زد :

هلا ای عاشقان خسته نومید ، به پیش آرید دفترهای

مشق زندگانی را

که من سرمشق های تازه خواهم داد

برای صبح فردا مشقتان این است

هزاران بار بنویسید ، آزادی ، محبت ، عشق

و یکصد بار بنویسید ، انسان بنده حق است

و بنویسید ، رنگ آسمان آبی است

سیاهی ها از دفترهای قلب خویش بر گیرند

کنون با خط خوش ، زیبا

در اوراق سفید قلبشان این جمله را صد بار بنویسید خدا نور است ، زیبایی است

خدا آزادگی را دوست می دارد

و می خواهد که بند ، هر اسارت را

ز فکر و روح و دست و پای بر گیرند

و مشق عشق ، خواهم داد

و آغوش محبت ، باز خواهم کرد

و مادر را دوباره ، از سرای سالمندان ، من به سوی خانه خواهم برد

و پیران را دوباره ، گوهر هر خانه خواهم کرد

پدرها را ، نوازش های کودک ، یاد خواهم داد

به دست کودکان ، نان ، پنیر و عشق خواهم کرد

دوباره با سعادت بندگی کردن ، خدایی زندگی کردن

 سروش تازه خواهم داد

به نام عشق و زیبایی ، دوباره خطبه خواهم خواند

و عزت را دوباره زنده خواهم کرد

و به انسان یاد خواهم داد

 

اشتباهی که همه عمر پشیمانم از آن

اعتمادی است که بر مردم دنیا کردم

پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت ..... ؟!

خودمانیم ... !!!

زمین این همه نامرد نداشت!

صدایت را می شنوم به گاه دلتنگی هایم:
"
می فهمی دارم به چشمات نگاه می کنم"
و اینک تو کلامم را بشنو:
"
می فهمی که دلتنگت شده ام "
بی انصافیست صدایت را دریغ کردن
بی انصافیست
اما عزیزم این دلتنگی جنس دیگری دارد
تو را در کنار خود حس می کنم
اما دستانم نمی تواند وجودت را لمس نماید
بی انصافیست
نه؟؟؟
تو گمان نمی کنی بی انصافی است
یادم می آید از من پرسیدی می توانم دوریت را تحمل کنم
گفتم خواهم گریست
و تو مرا به صبر فراخواندی
گفتم بخاطر تو صبر خواهم کرد
صبر خواهم کرد، اما
اما قول بده اگر آمدی نپرسی سرخی چشمانم و التهاب پلک هایم برای چیست!
قول می دهی؟؟؟؟؟؟؟

دلیل رفتنت چی بود؟


نه باورم نمیشه که تو منو از یاد ببری

تولدم شد بی وفا از تو نیومد خبری

چشمای من خشک شد به در حالا کی بی وفا تره

بال و پرش دادم ولی دیگه واسم نمی پره

اینو بدون دستای من گرمی دستاتو میخواد

تورو به عشقمون قسم اون روزا رو یادت بیاد

حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه

گریه نکن که دستمون به دست هم نمی رسه

تورو خدا بهش بگین صبر منم سر اومده

خدا به من بگو چرا خوشی به من نیومده

بهش بگین سراغشو از کس و ناکس میگیرم

بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش می میرم

اخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه

میگن یکی تو قلبشه جونمو آتیش میزنه

فقط خدا ازت می خوام دست توی دستاش بزارم

جز ارزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم

بازم میگم دوست دارم

کاش عشقمون جون بگیره

برگرد میون کلبمون

تا سروسامون بگیریم

ببخش اگه قسمت نشد توی چشات نگاه کنم

یا سر رو شونت بزارم اسم تورو  صدا کنم

تو هم منوبزار برو اما بدون رسمش نبود

جز تو آخه کیو دارم دلیل رفتنت چی بود؟

اون که نخواست پیشم باشی باید خودش صبرم بده

خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده

         ................................................

حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه

گریه نکن که دستمون به دست هم نمی رسه

تورو خدا بهش بگین صبر منم سر اومده

خدا به من بگو چرا خوشی به من نیومده

بهش بگین سراغشو از کس و ناکس میگیرم

بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش می میرم

اخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه

میگن یکی تو قلبشه جونمو آتیش میزنه

فقط خدا ازت می خوام دست توی دستاش بزارم

جز ارزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم

بازم میگم دوست دارم

کاش عشقمون جون بگیره

برگرد میون کلبمون

تا سروسامون بگیریم

                                          
عشق من به تو
مانند رود کوهستانی است
پیوسته و پایدار
عشق من به تو
شبیه تابش ابدی خورشید است
یا مانند دریا که هرگز نمی آساید
امواج قوی و نجیبش
که از آغوش بازش پیوسته می گذرد
عشق من به تو
مانند درختی است
که در قلب ریشه کرده است
عشقی بی قید و شرط
حقیقی و ابدی
و خاموش نشدنی ...
بار خدایا! چنان کن که

به وقت در ماندگی به

پشتیبانی و حمایت تو

یاری شوم و به هنگام نیازمندی

از تو یاری جویم و در وقت بیچارگی به

تضرع وزاری به درگاه تو آیم و هر گاه که

فقیر و بی چیز گردم به خواری و خواهش  

                    از غیر خود گرفتارم مکن.

 

نامه ای به خدا


یک روز کارمند پستی که به نامه های که ادرس نا معلوم دارند رسیدگی می کرد

متوجه نامه ای شد که روی پاکت ان با خطی لرزان نوشته شده بود*نامه ای به خدا*

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه اینتور نوشته شده بود:

خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگیم با حقوق بازنشستگی می گذرد.دیروز

 یک نفر کیف مرا که ۱۰۰ دلار در ان بود دزدید.این تمام پولی بود که باید تا اخر ماه

خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من ۲ نفر از دوستانم را برای شام دعوت

کرده ام اما بدون ان پول چیزی نمی توانم بخرم.هیچ کس را هم تا از او پول برای شام

بگیرم.

  تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی. به

  من کمک کن.

 کارمند پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر

همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه انها جیب خود را جستجو کردند وهر کدام

چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان ۹۶ دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند.

همه کارمندان اداره پست از اینکه توانستند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.

عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت تا اینکه نامه دیگری از ان پیرزن

به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود*نامه ای به خدا*همه کارمندان جمع

شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند.مضمون نامه چنین بود:خدای عزیزم چگونه میتوانم

از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم.با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم

مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم.من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم

فرستادی.البته ۴ دلار ان کم بود که مطمئنم کارمندان پست ان را برداشته اند!!

و به این پنجره خورشید طلوع خواهد کرد

بوته خاطر آن یار گلی خواهد داد

یک نفر باز تو را خواهد خواند

و تو خواهی فهمید که به آغاز سفر نزدیکی

گوش بسپار به آواز خدا

آشنایی که به آرامش آن برکه نور و رها گشتن از خویش تو را می خواند...............

صِدام کن چون قلبم تنهاست


بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست

خیلی دوست دارم


When you feel unlovable, unworthy and unclean,
when you think that no one can heal you,
Remember, Friend,
God Can
.
وقتی احساس می‌کنی قابل دوست داشتن نیستی
وقتی احساس بی لیاقتی و نا پاکی می کنی
وقتی احساس می کنی کسی نمی تواند دردهای تو را التیام ببخشد
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند
When you think that you are unforgivable
for your guilt and your shame
Remember, Friend,
God Can.
وقتی احساس می‌کنی قابل بخشش نیستی
برای شرم و گناه هایت
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند
When you think that all is hidden
and no one can see within
Remember, Friend,
God Can.
وقتی فکر می کنی همه چیز پنهان است
و هیچکس نمی تواند درون را ببیند
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند
And when you have reached the bottom
And you think that no one can hear
Remember my dear Friend
God Can.
وقتی به انتها می رسی و گمان می‌کنی 
کسی نیست تا صدایت را بشنود
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند
درباره وبلاگ
خواهم ای عشق که میخانه دل ها باشم
بی تو یک لحظه نباشد که به دنیا باشم
کاش دایم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آن دلی کز تو نلرزد به چه آید ای عشق
دوستان من
نوشته های پیشین
آرشیو موضوعی وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
بخش ویژه
๑۩۩๑ *نیمکت * سایت ادبی*๑۩۩๑

RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

sara-naghola

سارا

http://sara-naghola.blogfa.com

و اما عشق...

خواهم ای عشق که میخانه دل ها باشم
بی تو یک لحظه نباشد که به دنیا باشم
کاش دایم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آن دلی کز تو نلرزد به چه آید ای عشق عشق یعنی :چون خورشید،تابیدن بر شب های دوست وچون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست. Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. pictofxt