|
غزل رفتن سرودی بی وداعی ودرودی
این روزا رفتن ودل شکستن شده یه عادت. یه عادت بد که همه دوست داریم اونو تکرار کنیم آخه چرا؟... شکستن دل یه عاشق چه لذتی داره که هممون داریم این کارو میکنیم؟ میگن عشق قشنگه ولی کجای این عشق قشنگه وقتی دل همدیگرو می شکنیم؟ دل شکستن راحته ولی به دست آوردنش خیلی سخته!!! آخه چرا اینقدر راحت از همدیگه می گذریم وراحت تر از اون همه ی احساساتمون رو نادیده می گیریم؟ چرا بی بهونه امید دلهامونو از بین میبریم وهمه ی علایق خودمونو فراموش میکنیم؟چرا بدون هیچ سند و مدرکی به همدیگه بر چسب سنگدلی می چسبونیم؟ چرا و هزاران چرای دیگه که تو این راه زیاده... واژه ی عشق قشنگه ولی به شرطی که عاشق باشیم!یه عاق واقعی پس بیاین عاشق باشیم.عشقمون پاک ودلامون صاف باشه واون وقته که عشق قشنگ میشه.. به امید روزی که همه یه عاشق واقعی باشند. عشق نيروي است در عاشق كه او را به طرف معشوق مي كشاند و دوست داشتن جاذبه اي است در دوست كه دوست را به طرف دوست مي برد......... عشق غذا خوردن يك حريص است...... دوست داشتن در سرزميني بيگانه يافتني است...... عشق جنون چيزي جر خرابي و پريشاني نيست ... اما دوست داشتن در اوج معراج از سرحد عقل فراتر مي رود به قله بلند افتخار...... |
|

